![]() |
![]() |
|
| عشق |
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 14:45 توسط ملودی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 20:11 توسط ملودی |
|
|
گريه آمد خنده آمد گريه بامن پر گرفت
گريه در افتادنم دست مرا بهتر گرفت خنده آمد بامن اما طاقت ماندن نداشت گريه با من ماند چشمان مرا از سر گرفت در شبان خسته دلگير تنهايي فقط گريه بامن يار شد از دست من ساغر گرفت داشتم در غربت تاريک خود يخ مي زدم نيمه شب يک شعله آتش داد خاکستر گرفت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 20:8 توسط ملودی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 20:1 توسط ملودی |
|
![]() ![]()
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 19:46 توسط ملودی |
|
|
آری تمام دلم را در صحن مقدس چشمانت شمع میکنم تا..... تا بدانی هنوز هم انتظارت می کشم... تا بدانی هنوز هم دوستت دارم .. ای امروزم... فردایم را مگیر از من. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 14:54 توسط ملودی |
|
|
مرگ از زندگی پرسید چرا من تلخم و تو شیرینی؟
زندگی در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقیقت هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 14:53 توسط ملودی |
|
كاش مي شد سرزمين عشق را
در ميان گام ها تقسيم كرد
كاش مي شد نگاه شاپرك
عشق را بر اسمان تفهيم كرد
كاش مي شد با دو چشم عاطفة
قلب سرد اسمان را ناز كرد
كاش مي شد با يك راز برگ ياس
تا طلوع گل پرواز كرد
كاش مي شد در سكوت دشت شب
ناله ى غمگين باران را شنيد
كاش مي شد با محبت خانة ساخت
يك اتاقش را به مرواريد هدية داد ....
كاش مي شد ....... |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 14:28 توسط ملودی |
|
|
چند صباحي است که قاصدکهاي خيالم را به نسيم يادت سپرده ام
وبر بام دلم افتاب مهرت طلوع کرده است راستي ايا تو از زلال باراني يا از چشمه مهتاب که دلهاي سنگي را حرير ميکني؟ ايا لبخند صبح تو را به دامان دشت انداخته که شب تيره روزان را روشن کرده اي؟ براستي تو کي هستي اي همه وجودم!!؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 14:26 توسط ملودی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 18:31 توسط ملودی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 12:28 توسط ملودی |
|
![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:49 توسط ملودی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:47 توسط ملودی |
|
|
عشق يعني حسرت شبهاي گرم عشق يعني ياد يک روياي نرم عشق يعني يک بيابان خاطره عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره عشق يعني گفتني با گوش کر عشق يعنب ديدني با چشم کور عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخر خط بهشت عشق يعني گم شدن در لخظهها عشق يعني آبي بي انتها عشق يعني يک سوال بي جواب عشق يعني راه رفتن توي خواب
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 19:33 توسط ملودی |
|
![]()
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:41 توسط ملودی |
|
|
عشق يعنی با غم الفت داشتن
سوختن با درد نسبت داشتن عشق دريک جمله يعنی انتظار انتظار روز رجـــعت داشتن عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی در جهان بيگانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشمان تر عشق يعني سر به در آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن عشق يعنی سوختن يا ساختــن عشق يعنی زندگی را باختن عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار عشق يعنی هرچه بينی عکس يار عشق يعنی ديـده بر در دوختـن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن عشق يعنی سوز نی آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان عشق يعنی با گلي گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم و دل برهم زدن عشق يعنی يک تيمم يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز عشق يعنی چون محمد پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی زاهد اما بت پرست عشق يعنی همچومن احمد ومریم شدن عشق يعنی قلــه و دريا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد ومحنت دردرون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود عشق يعنی جام لبريز از شراب عشق يعنی تشنگی يعنی سراب عشق يعنی حسرت شبهای گرم عشق يعنی ياد يک رويای نرم عشق يعنی غرقه گشتن در سراب عشق يعنی حلقه های بی حساب عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت عشق يعنی آخــرخط بهـشــت عشق يعنی گم شدن در لحظه ها عشق يعنی آبـی بی انتـــها عشق يعنی زرد تنها و غريب عشق يعنی سرخی ظاهر فريب عشق يعنی تکيه بر بازوی باد عشق يعنی حسرتت پاينده باد عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:39 توسط ملودی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:37 توسط ملودی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:36 توسط ملودی |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:34 توسط ملودی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:29 توسط ملودی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:24 توسط ملودی |
|
|
عشق يعني غربتي بي انتها
عشق يعني فرصت اما كوتاه عشق يعني مرگ اما بي صدا ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:16 توسط ملودی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:7 توسط ملودی |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 16:1 توسط ملودی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 17:15 توسط ملودی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 17:10 توسط ملودی |
|
|
اگه کسی ديوونت بود ... عاشقش باش اگه عاشقت بود ... دوستش داشته باش اگه دوستت داشت ... بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه نشون داد ... فقط يه لبخند بزن اينطوری وقتی هميشه ازش يه پله عقب تر باشی اگه يه وقت خسته شد و يه پله جا موند تازه می شيد مثل هم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 16:58 توسط ملودی |
|
|
نمی شه قلبو عادت داد که نشکنه اما به قلبم یاد دادم وقتی می شکنه... تیکه ی تیزش دست اونی که قلبمو شکست رو نبره
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 16:55 توسط ملودی |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 16:41 توسط ملودی |
|
|
زندگی شهد گل است زنبور زمان می خوردش
آنچه می ماند از آن عسل خاطره هاست |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:52 توسط ملودی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
عشق اینترنتی بچه های فن آوری اطلاعات مشهد مرگ عشق عشق شیشه ای فیلترشکن/دانلود عکس |
|
RSS
|