![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 15:29 توسط ملودی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 15:2 توسط ملودی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 14:58 توسط ملودی |
|
|
یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که یادم بیاری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره . اینو یادت نره |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:48 توسط ملودی |
|
|
میگن اگه خدا نخواد برگی از درخت نمیفته صدای وجدانت رو گوش بده ببین چی میگه؟!
به خاظر تو یه جون، یه جون داره میره..
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:2 توسط ملودی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:0 توسط ملودی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:57 توسط ملودی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:58 توسط ملودی |
|
|
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود
وکيلم دلم حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و................. محکوم شدم به مرگ........................... کنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم ((? * به او بگوييد که دوستش دارم* ?)) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:46 توسط ملودی |
|
|
کی فکر میکرد یه روز نگات اینجوری داغونم کنه...آواره و در به دره کوه و بیابونم کنه
عشق تو اینجوری بیاد رخنه کنه تو تن من....مثه یه سیلاب بزنه خراب و ویرونم کنه کی فکر میکرد من و بهم نشون بدن مردم شهر....قصه تو مزحکه اهل خیابونم کنه کی فکر میکرد که عشق تو از اونهمه غرور من...یه کوه گریه بسازه ابر بیابونم کنه از به نگاه شروع شد و به مرگ من تموم میشه.. همیشه این عاشقه که به پای عشق حروم میشه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 15:20 توسط ملودی |
|
|
اگه یار من تو باشی کسی رو دیگه نمی خوام کاش همه کسم تو باشی من فقط همینو می خوام دوست دارم که توی عشقت بسوزم تا که فنا شم دوست دارم که با تو باشم اسیر دو تا چشات شم دوست دارم که زندگیمو بریزم به زیر پاهات دوست دارم که با نگاهت عقلمو بدی تو بر باد از همون روزی که قلبم اسیر و دربه درت شد فهمیدم دل خرابم عاشق صداقتت شد تو با این همه بزرگی دل ما رو نشکستی تو با این همه خاطرخواه اومدی با ما نشستی همه ی زندگی من فدای یه تار موهات همه ی عشقم تو هستی توی این دنیای زیبا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 17:35 توسط ملودی |
|
چندروزي است كه تنهابه تومي انديشم |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 17:2 توسط ملودی |
|
|
دله من خسته ازاين دست به دعا ها برده همه ي ارزوهام با رفتن تو مرده حالا من يه ارزو دارم تو سينه كه دوباره چشم من تو رو ببينه واسه پيدا كردنت تن به دل صحرا ميدم اخه تو رنگ چشات قيمت دنيا رو ديدم تويه هفتا اسمون تو تك ستاره ي مني به خدا ناز دو چشمات رو به دنيا نميدم حالا من يه ارزو دارم تو سينه كه دوباره چشم من تو رو ببينه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 16:59 توسط ملودی |
|
در تاریکی 3 شمع روشن کردم،اولی برای بودنت،دومی برای دیدنت،و سومی برای بوسیدنت .در آخر هر 3 را خاموش کردم برای در آغوش گرفتنت !!!{ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 16:57 توسط ملودی |
|
|
نگاهت در زلال آب پیداست حضور فصل باران با تو زیباست چگونه با دوبیتی از تو گویم سزاوار نگاهت بیش از اینهاست دوستت دارم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 16:45 توسط ملودی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
عشق اینترنتی بچه های فن آوری اطلاعات مشهد مرگ عشق عشق شیشه ای فیلترشکن/دانلود عکس |
|
RSS
|