![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
گريه آمد خنده آمد گريه بامن پر گرفت
گريه در افتادنم دست مرا بهتر گرفت خنده آمد بامن اما طاقت ماندن نداشت گريه با من ماند چشمان مرا از سر گرفت در شبان خسته دلگير تنهايي فقط گريه بامن يار شد از دست من ساغر گرفت داشتم در غربت تاريک خود يخ مي زدم نيمه شب يک شعله آتش داد خاکستر گرفت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 20:8 توسط ملودی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
عشق اینترنتی بچه های فن آوری اطلاعات مشهد مرگ عشق عشق شیشه ای فیلترشکن/دانلود عکس |
|
RSS
|